تبليغاتX
رد پای یاس
"باسمه و بذکر ولیه "

میخواهم حُر شوم  ! بله .... حُر !  

قصه حُر بن ریاحی رو یادتونه ؟ آره همونی که صدها سال پیش٬ راه رو بروی پسر پیغمبر (ص) بست و برای جنگ با فرزند ِ بهانه خلقت آماده بود ....اومده بود یکی از سروران بهشت رو از بین ببره ! اومده بود به جنگ خدا ... !!!

 اونوقت .... چه  بر سر این حُر اومد؟!

یک لحظه تصمیمش رو گرفت...خواست که راهش رو عوض کنه... خواست از مسیری که رفته برگرده...مگه نه؟ اومد سر بزیر وارد خیمه حسین (ع) شد...اومده بود بگه پسر فاطمه (س) میخوام کنارت شمشیر بزنم نه روبرویت !و حسین(ع) بدون هیچ مقدمه و گوشه و کنایه ای! آغوش امنیت و مهربانیش را که هیچ ...راه رستگاریش را برایش باز کرد...!!!

حتی اگر حر هم باشی یعنی برای دشمنی هم آمده باشی٬میتوانی به آنی "حر" شوی ..!!  سر به دامان حسینی ...در اغوش برترینی ...آخرین نفس عمرت را بکشی و رستگار و سبکبال با بهترین توشه ها به دیدار محبوب روی....!

و او در وصفت نجوا کند:حر...!!چه اسم با مسمایی مادرت برایت انتخاب کرد! راستی که تو حر هستی ...

وقتی آب رو بروی امام (ع) و یارانشون بست... امام به او گفت:مادرت به عزایت بنشیند ! حر در جواب گفت ...حیف که مادر تو فاطمه زهرا (س) است و نمیتوانم چنین کلامی را بر زبان جاری کنم ...!!....میگن همین ادب حُر بود که او رو نجات داد !! حُر خیلی حرمت برای پیامبر (ص) و دخترش قائل بود...

من ادب حُر رو ندارم ... شاید اراده حر رو هم ندارم ... نمیدونم چی دارم که منو نجات بده ...!!شاید به جز ادعای محبت ... هیچ ...! ولی به کرامتشان یقین دارم ...و میدونم اونا به بزرگی خودشون نگاه میکنن .. نه به حقارت من ! میخوام مثل حر وارد خیمه امامم بشم به امید همان نگاه عنایت !

امروز حرم هر یک از ائمه به مثابه همان خیمه حسین (ع) است ... میخوام به زیارت هر کدوم که میرم مثل حر وارد بشم ... از همین جا .... همین امروز .... از کشور خودمون ... از حرم امام رضا (ع) ... از کوچه و خیابونهای شهرمون که حریم قطب عالم امکان است ... مثل حر پشیمان ...سر به زیر ... با خلوص و بی آلایش .... شاید به عنایتی "حر" شوم !  

همه میتوانیم حر شویم .... همه ... میتوانیم از راهی که رفتیم بازگردیم .. میتوانیم گاه امتحان و ابتلا بر در خیمه شان بایستیم و مانند حر .........!

 

                                                                         " اللهم عجل لولیک الفرج "

پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 7:45 توسط شرمنده یاس
تگ ها:
"باسمه و بذکر ولیه "

پیش.ن : میلاد ثامن الحجج٬ شمس الشموس ٬ انیس النفوس ٬ غریب الغربا ٬ معین الضعفاء٬ علی بن موسی الرضا(ع) ... همو که خدا راضی شد به بودنش و رضا نامیدش بر یگانه فرزند منتظرش و همه عاشقان حریمش مبارک !

 

 

 

دلت را از پشت درخانه هفتمین وصی رسول خدا(ص) ... از لابلای قنداقه پر نور قدم نورسیده اش ... از میان تهلیل و تبریک کائنات ... از پس گلریزان فرشنگان بر بام این خانه ... از شور و شوق مادر بزرگوارش .. از ورای رضایت خدایش که اورا رضا نامید ... روانه قدمگاه ملائکش کن ...!

آرام ...! خیلی آرام ...چه خبر است ؟؟! اینجا بال فرشتگان است که صدایش در قدمهای تو می پیچد ...! این ایام ملائک سرزمینهای دیگر نیز برای عرض ادب به این آستان آمده اند ... پس آرامتر از همیشه گام بردار ...! اینجا کبوتران خسته بسیاری سر بر آستان طلایی رنگ رأفتش جان دوباره میگیرند ...اینجا دلهای شکسته به مهرش التیام پیدا میکنند ... اینجا شفاخانه دردهای بی درمان است ... اینجا اکسیر حیات به جانِ بی جانِ از همه جا بریدگان ریخته میشود !

اینجا زائرانی دارد که حضورش را باور دارند٬به ""یَسمَعونَ کلامی و یَرُّدُون سلامی"" اذن دخولشان ایمان دارند !زائرانی که به حرمت این دیار نمازشان را جور دیگری میخوانند٬زائرانی که به حرمت حرم و شوق حضور آداب معنوی بیشتری را بجا می آورند...اینجا به احترام حریم ِحرم همه بانوان حتی آنانکه در زندگی روزمره حجابشان را رعایت نمیکنند خود را در پوشش بیشتری قرار میدهند ٬اینجا لحظه لحظه اش را زمزمه دعا و قرآن و نماز ونیایش پر کرده است...کجای دنیا غیر از حرم این خاندان و بیت الله الحرام ۲۴ ساعت شبانه روز بهترین کلامها از زبان موجودات سرکش خاکی بیرون می آید؟؟!!  

اینجا در و دیوار ها را میبویند و میبوسند ...شاید جای دست پاکترینی را بوسیده باشند ...شاید به برکت بوسه بزرگی بر این آستان پیاله عمرشان لبریز از رضایت پروردگارشان شود ...! اینجا همه به هم کمک میکنند ...اینجا خیلی ها مراقبند تا ثواب زیارت با گناه هر روزه شان از بین نرود ! اینجا غیبت و تهمت و دروغ و نفاق و ربا و هزاران هزار گناه دیگر گاه حضور درسینه و کلام زائران حبس میشود !!

 اینجا عاشقانی دارد که برای خدمت گزاری به زائران از یکدیگر پیشی میگیرند ...! اینجا زائر رضا(ع) خیلی حرمت دارد ....خیلی .............. مبادا دلی بشکند که صاحبخانه نگاه غضبناکش را بر تو اندازد...!اینجا قول لیّن و کلام مهربان وظیفه خادمان است و دست نوازش امتحان و ابتلایشان ...!

اینجا حرم حرمت دارد٬حرمتی وصف ناپذیر...اینحا حریم رضوی است...قطعه ای از بهشت ...!!

                                                 ****************

و صد حیف که نمیشناسیم آستان بوییدنی و بوسیدنی آخرین فرزندش را ... مولا حریم شما کجاست ؟؟ جز این است که تمام عالم امروز حرم شماست و حرمت حضور دارد ؟؟ جز این است که بارگاه آسمانیت در همه شهرها و کشورها بروی مردم گشوده است ؟جز این است که برای سفر به نیت زیارتت نیاز نیست راه درازی برویم ... ازین شهر به آن شهر و هزاران بهانه به دنبالش ! اگر حضورت را در لحظه لحظه کوچه و خیابانهایمان باور داشتیم ... آیا لحظه های عمرمان همچون لحظه های حریم رضوی سپری نمیشد؟؟؟ آیا گرد گناه و سخن لغو و بیهوده میگشتیم ؟؟

ای کاش بودنت را همانگونه باور داشتیم ... باوری که حضورت را "" در گنبد و بارگاه"" نمی  بیند ! باوری که راه رستگاری ما در آن نهفته است ...! آمده ایم در شب میلاد رئوف آل محمد (ص) باور حضورت را عیدی بگیریم ...! لحظه لحظه ناظر و حاضر دانستنت را... و بشویم همانی که تو میخواهی و آرزویش را داریم ... اینکه تو ما را قبول کنی در رکابت !

                                                                                " اللهم عجل لولیک الفرج "

پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 17:38 توسط شرمنده یاس
تگ ها:
"باسمه و بذکر ولیه "

 

 

نازنین بانو خوش آمدی ... مقدمت مبارک ... آری آمدی تا لحظه لحظه ات را معصومه(س) باشی ...آمدی تا یاوری صبور و عفیف در باورهای سبز برادر باشی .... تا خلاصه هستی را دوباره یاد آور شوی.... آمدی تا عصمت و طهارتت کوثر را تداعی کند و زمزمه فداها ابوها را برای فاطمه دیگری بر زبان پدر جاری کنی... آمدی تا کرامت و بزرگواریت کرامت حسن(ع) و عشقت عشق حسین(ع) را یادآور باشد ...

آمدی تا هشتمین مرد آسمانی خدا را خواهر باشی... و حماسه آفرین شوی بسان زینبی دیگر برای حسینت.... آمدی تا برای همیشه درراه ولایت نامت کنار رئوف آل محمد(ص) بنشیند و با وجودش عجین شود... آمدی تا نامت صدر پاکترین هایی باشد که در مسیر ولایت به انا من شروطها ی برادرت لبیک گفتند... گویی این عشق خالصانه ات میبایست در تقویمهایمان زیبایی ورودت را بیشتر به رخمان میکشید که یمن قدمت با میلاد مهربان برادرت گره بخورد و دهه ای را نام گیرد به نامت ...دهه کرامت ...!

برادرت تو را معصومه(س) نامید .... معصومه ای که عالَمی مهمان کرامتش شدند ... معصومه ای که شفیعه دیگری شد برای محبان اهل گناه ...!!!مزارت گوشه ای از بهشت و چشمه ای زلال از بزرگواری ...عصمت و عفاف ره توشه زائرانت و بزرگ منشی و یتیم نوازیت مهر بیکران کریمانه ات ....امشب هزاران فرشته بر بام خانه پدر بزرگوارتان در کاظمین چشم به ستاره ها دوخته بودند تا به یمن قدمت خاکیان را گلباران کنند ... بانوی کرامت خوش آمدی ...! آمده ایم تا در شادی خاندانت خود را شریک کنیم و از خاندان کرام عیدی بگیریم ....و بزرگان به بزرگی خود نگاه میکنند و عیدی میدهند ... چه برسد به اینکه امشب بر در خانه یکی از دست و دلبازترین ها نشسته ایم ....! بانوی بزرگواریها میشود عیدی امشب ما« ندای انابقیة الله » باشد که همچون دم مسیحا جان تازه ای به عالم ببخشد  ؟؟!

پ.ن ۱: امشب باید به دو نفر تبریک ویژه گفت .. پس : مهربان امام زمانم ما رو در شادی خودتون شریک کنید .میلاد عمه بزرگوارتان مبارک... مهربان و رئوف خراسان میلاد خواهر معصومه و مهربانتان مبارک ...

پ.ن.۲ : عجب ماهی است ماه  ذی القعده  ... تولد خواهر و برادر .... باهم ... روز زیارت خاص امام رضا (ع) ۲۳ این ماه ...یکشنبه های پر فضیلت و نمازهای رهایی بخشش ....

پ.ن .۳: از روز اول ذی القعده تا دهم ماه ذی الحجه پر فضیلت ترین چهل روز سال است ..... این ۴۰ روز فرصت خوبی است برای پاک شدن و مقرب گشتن ! بخصوص که این ماه و ماه ذی الحجه از ماههای حرام است و حسنه و سیئه هر کدام مضاعف حساب میشه ... لحظه لحظه این ۴۰ روز التماس دعا

                                                                               " اللهم عجل لولیک الفرج "

 

دوشنبه 27 مهر1388ساعت 23:14 توسط شرمنده یاس
تگ ها:
" باسمه و بذکر ولیه "

در محضر استاد....

پ.ن.۱: شهادت «احیاگر مذهب حق»صادق آل محمد (ص) را به یگانه زائر شبانه بقیع تسلیت عرض میکنم.

پ.ن.۲ : قسمت دوم بحث رو شاید نشنیده باشید یا کمتر به آن اشاره شده.(برای خوندن کل این مطلب ۴تا ۵ دقیقه زمان کافیست)

عاشورای حسینی و بدن چاک چاک ابا عبدالله فدایی حفظ نام دین و قرآن شد. بعد از ایشان دستگاه خلافت فهمید که میبایست به گونه ای مسیر را منحرف کند که دیگر اینچنین رسوایی برایشان ببار نیاید .از زمان امام سجاد(ع)تصمیم گرفتند آنقدر راه و بیراه بسازند تا غبار ناشی از ساختن آنها در فضا بر راه اصلی و مسیر هدایت بشر بنشیند و آنرا محو کند و یا آنقدر راههای مختلف بسازند تا دیگر تشخیص راه اصلی ممکن نباشد ! در زمان امام صادق(ع)بنی عباس برای بدست آوردن قدرت با بنی امیه در نزاع بودند و این امر فرصتی مناسب بوجود آورد تا ایشان این غبارها را بشوید و راه را به گونه ای مشخص کند که تا ابد این مسیر سعادت روشن و واضح باشد.امام صادق (ع) موسس این مذهب نبود...این راه را پیامبر خاتم(ص)برای بشر ساخت و مهیا نمود.مذهب ما محمدی است...علوی است...حسنی و حسینی است و متعلق به همه ائمه است.وجود مبارک هر کدام از معصومین شمعی بود که سوخت تا این مسیر روشن بماند.اما کاری که امام صادق(ع) کرد آنقدر شفاف و موثر بود که به اشتباه عده ای ایشان را موسس این مذهب خطاب میکنند!!! امام غبار بنشسته این راه را شست و سنگ چینی دو طرف این دیوار چید و بالا برد تا دیگر غباری بروی آن نشیند و این راه با هیچ راه دیگری اشتباه نشود و تا ابد کسی نتواند با دستان آلوده اش این راه را پنهان کند.از آنروست که مذهب مارا منتسب به ایشان میدانند ...

متاسفانه تمام افتخار شیعه به آن وجود نازنین در طی سالیان کلاسهای درس و بحث حضرت...چند هزار شاگرد ایشان و شلوغی این جلسات... شرکت دانشمندان و بزرگان زمان همچون انس بن مالک و ابو حنیفه و... بوده.همه اینها باعث شد تا حرفهای امام سر این کلاسها ... اندیشه و هدف امام و اینکه ایشان چه کرد و چگونه این مذهب حق را احیاء نمود پنهان شود ... !!! ما هم همین را میدانیم و به همین افتخارات بسنده میکنیم ! حال آنکه حقیقت بسیار فاصله دارد ....

                              *************************************

                           ««« شباهت عصر ما و عصر امام صادق (ع)  »»»»

عصر امام صادق(ع)شباهت بسیاری با عصر امروز ما دارد و این به ما کمک میکند تا درک خوبی از حرکت امام داشته باشیم.ما با یک تحول ابزاری در عصری مانند عصر ایشان هستیم.در اینجا به اختصار برخی ویژگیهای عصر ایشان را ذکر میکنیم:

۱)عصر انفجار اطلاعات .کتابهای مختلف و داستانسرایی رواج داشت.انجیل و تورات میان مردم پخش میشد.از همه جا حرف شنیده میشد و مانند زمان پیامبر(ص) نبود که همه به یک یا دو حرف اکتفا میکردند .

۲) گرایش به علم و دانش.  مردم به جلسه و درس و کتاب و علم و دانش بسیار علاقمند بودند !

۳)رواج بحثهای فلسفی. کتابهای فلاسفه یونان و سایر سرزمینها به سرعت به زبان عربی ترجمه میشد.

۴) تعدد جلسات دینی و تشکلهای مذهبی . کوچه پس کوچه های مدینه پر از کلاس و جلسه بود. به همین دلیل ٬همه ٬همه جا میرفتند !کسی که پای مکتب امام صادق (ع) می نشست در جلسه مالک بن انس هم حضور داشت !

۵)رسوخ فرهنگ غیر اسلامی در جامعه مسلمین .به دلیل ازدیاد جمعیت و ازدواج مسلمانان با غیر مسلمانان فرهنگ و آداب و رسوم سایر ملتها وارد جامعه مسلمین میشد .

۶)تاکید افراطی بر عقلانیت .مانند امروز که این نام را زیاد میشنویم و همه جا صحبت از عقلانیت است ! آن روز هم اینگونه بود.

۷)قرائت های مختلف از دین.از نگاه عوام همه در جلساتشان حرف دین میزنند. همه از خدا و پیغمبر(ص) میگویند.با این تفاوت که سلسله سند کلام امام (ع) مشخص و به پیامبر(ص) و حضرت امیر(ع) میرسد !

۸)فراوانی شبهات و سوالات پیرامون دین .

۹)رواج لهو و لعب٬فساد و موسیقی٬شراب و بی حجابی. اگرچه در فضای آنروز جلسات مذهبی بسیار وجود دارد... بی بندو باری نیز در اوج خود است .مکه و مدینه محل آوازه خوانها و رقا..صه هاست . حتی به جاهای دیگر صادر میکنند !

۱۰)رواج گرایشهای عرفانی و صوفی مابانه. چون جامعه به سمت لهو ولعب پیش میرود عطش برای معنویات بیشتر میشود. و هرکس هرچیزی را به خورد مردم میدهد .خرقه پوشی و عزلت گزینی و ... حتی به امام (ع) خرده میگیرند که چرا لباس فاخر میپوشید؟؟؟!!!

۱۱)رشد مناظرات و حلقه های علمی .

۱۲)گرایش به زندگیهای اشرافی و تجملی .در مقابل صوفیان و عرفا عده ای هم مایل به زرق و برق دنیا دارند در آن زمان .

۱۳)شور روحیه جهادی و انقلابی .مثل امروز ما ... عده ای متعصب ...داد غیرت سر میدادند که آی ... چرا قیام نمیکنید؟؟ چرا شمشیر نمیکشید؟ما دیگر نمیتوانیم فساد را تحمل کنیم! دیگر نمی توانیم بنی امیه را تحمل کنیم!

۱۴) تمایل شدید به فرهنگ و هنر کشورهای متمدن .

۱۵) نزاع میان قدرتهای سیاسی .

اینها فقط برخی از این ویژگیها بود... بدن امام صادق (ع) نه از زخم شمشیر دشمن بلکه از هجوم افکار مختلف در طی ۷۰ سال عمر با برکتشان زخمی شد .اگر در بقیع با حسرت به سنگهای کوچکی که شیعه نشانه گذاری کرده چشم میدوزیم ...حق آنست که به دنبال افکار خفته آن سرزمین نیز برویم !

                                                                       " اللهم عجل لولیک الفرج "

چهارشنبه 22 مهر1388ساعت 14:43 توسط شرمنده یاس
تگ ها:

" باسمه و بذکر ولیه "

 

آي کبوتــر که نشستي روي گنبد طلا

هر کجا پــر ميزني تو حــرم امام رضـا

 

من کبوتر بقيعــم با تو خيلي فرق دارم

جاي گنبـد سرمو به روي خــاکا ميذارم

 

خونه ي قشنگ تو کجا و اين خونه کجا ؟

گنبــد طــلا کجا قبراي ويروونه کـــجا ؟

 

اونجا هـــر کـــي ميپره طايــر افلاکـــي ميشه

اينجا هر کي ميپره بال و پرش خاکي ميشه

 

اونجـــا خادمــــا با زايــــر آقــــا مهــــربونن

اينجـــا زايـــرا رو از کنـــار قبـــرا ميــــرونن

 

تو که هر شب ميسوزه صد تا چراغ دورو برت

به امام رضـــا بگو غريـــب تويي يا مـــادرت ؟

 

پ.ن.۱:ده روز از سالروز تخریب بقیع میگذره ...آل پیامبر(ص) همچون وجود مبارک پیامبر(ص) هماره غریب و مظلوم زیستند٬غریبتر و مظلومتر به شهادت رسیدند! و شیعیان بسیار!! دیدم که از خود نپرسیدند چه شد که بقیع اینگونه خاموش و تاریک شد؟؟!!!

پ.ن.۲: زائرانی که از سامرا برمیگردن میگن حرم امامان عسکریین(ع) هنوز ضریح نداره ! پارچه ایست یاد آور بی حرمتی سالیانی نه چندان دور ....!

پ.ن.۳:دلم برای امام رضا (ع) و بوی عطر بارگاهش خیلی تنگ شده ....ناگفته نماند ایشان را بطور خاص غریب الغربا می نامند ... السلام علیک یا غریب الغربا ... یا معین الضعفاء ...

پ.ن.۴ : میخواستم از سفر بنویسم .... با اینکه دو پست قبل رو درباره بقیع و این فاجعه نوشتم اما هنوز دلم آروم نشده ... دستم به نوشتن نمیره ...فقط چند خط درد دلی نوشتم از هزاران حرف ...

پ.ن.۵ : این همه بی حرمتی ... هر روز و هر لحظه ! پس کجایی ای یگانه منجی عالم ...کجایی؟؟؟ دلت خیلی غصه دار است میدانم .... خسته ای میدانم .... منتظری میدانم ... تو هم غریبی و مظلوم و فراموش شده ...میدانم ! هیچ کس در قلبش منتظرت نیست ....عمق چشمان هیچ کس انتظار تو را فریاد نمیزند !

پ.ن.۶: مولا خجالت میکشم بگم بیا .... اما از خدا میخوام که هرچی باعث نیامدنت شده بهانه آمدنت بشه ... خودت از خدایت آمدنت را بخواه ...که مضطر عالم تو هستی و دعایت هماره مستجاب ... امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء ....

                                                                                 " اللهم عجل لولیک الفرج "

پنجشنبه 16 مهر1388ساعت 0:6 توسط شرمنده یاس
تگ ها: